تبليغاتX
✿✿ خودم و خودت ✿✿

پست ثابت

باید مهربان بود باید که عشق ورزید ✿✿زیرا که زنده بودن هر لحظه احتمالیست




ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط sadegh در سه شنبه 11 مرداد1390 ساعت 22:43 موضوع متن عاشقانه | لینک ثابت


در خلوت دلم

در خلوت دلم ، در همنشینی با غمها ببین که چگونه میریزد اشک از این چشمها
این چشمهای خیس ، همان چشمهاییست که تو خیره به آن بودی در لحظه دیدار
میفهمی معنای دلتنگ شدن را ، میفهمی معنی انتظار را؟
نه ! دلتنگی آن نیست که مرا اینگونه محکوم به سکوت کرده است
انتظار آن نیست که اینگونه مرا محکوم به بیقراری کرده است
خیالی نیست ، من همچنان با خیال تو سر میکنم پس بیخیال...
بگذار در حال خودم باشم ، بگذار همچنان من دیوانه دیوانه ات باشم
مزاحم خلوتم نشو ، اگر مرا میخواهی سد راه اشکهایم نشو....
بگذار آرام شوم ، بگذار هر چه غم در دلم انباشته ، خالی شود....
این همان راهیست که هم تو خواستی در آن باشی  
و هم من خواستم تا آخرش با تو بمانم
پس چرا به بیراهه میروی، چرا مرا جا گذاشتی و برای خودت میروی؟
مرحبا ، تو دیگر کیستی ، دست هر چه بی وفاست را از پشت بستی....
خودم میدانم بد دردیست عاشقی و همچنان بیمارم ، تا کجا میخواهی بمانی ؟  
تا هر جا باشی من نیز میمانم...
عشق من هر از گاهی به یادم باشی بد نیست ،  
هر از گاهی هوای مرا داشته باشی جرم نیست
چه کنم ، دلم دیوانه ی توست ، هوایش را داشته باش که  
دلم تمام دلخوشی اش به توست... 


برچسب‌ها: در خلوت دلم, در خلوت دلم تنها ترینم


 

نوشته شده توسط sadegh در دوشنبه 28 فروردین1391 ساعت 11:28 موضوع | لینک ثابت


موبایل مجانی

سلام به همگی ...

امروز با یه وبلاگی روبرو شدم که نظرمو جلب کرد امیدوارم شما هم خوشتون بیاد

ضرر نمیکنید یه سر بزنید

امتحان کردنش مجانیه...

http://freemobile2.blogfa.com/


 

نوشته شده توسط sadegh در چهارشنبه 26 بهمن1390 ساعت 17:56 موضوع | لینک ثابت


تنهایی

هی فلانی!! زندگی شاید همین باشد...یک فریب ساده و کوچک آن هم

 از دست عزیزی که تو دنیا را جز برای او و جز با او نمی خواهی...من به

 گمانم زندگی باید همین باشد



چه كسی میداند كه تو در پیله تنهایی خود، تنهایی ؟؟!

         چه كسی میداند كه تو در حسرت یك روزنه در فردایی ؟؟!

       پیله ات را بگشا، تو به اندازه ی پروانه شدن ، زیبایی .....

                                                                                                                                 سهراب سپهری



برچسب‌ها: تنهایی, پیله تنهای, هی فلانی, سهراب سپهری


 

نوشته شده توسط sadegh در جمعه 14 بهمن1390 ساعت 9:24 موضوع متن عاشقانه | لینک ثابت


ولنتاین

25 بهمن ماه (ولنتاین) رو به عشقمان تبریک بگیم یا 29 بهمن ماه(سپندارمذگان) را؟؟ 


سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد

وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد


مرغ همسایه دوباره هیبت غاز به خود گرفته است


چند سالی است که ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) روز ولنتاین و خرید گل

و عروسک،شکلات و…در کشورمان باب شده است.اکثر جوان ها

 بدون اطلاع از اینکه  اصلا این ولنتاین خوردنی یا پوشیدنی است،

فقط می دانندکه دراین روز بایدبرای کسانی که دوست دارند هدیه

 بخرند.

 

ولنتاین چیست؟

"سپندارمذگان" چیست؟


لطفا به ادامه مطلب برید


برچسب‌ها: ولنتاین, روز ولنتاین, ولنتاین مبارک, 25 بهمن ماه, سپندارمذگان


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط sadegh در یکشنبه 9 بهمن1390 ساعت 19:46 موضوع متن عاشقانه | لینک ثابت


من تورا دوست میدارم...

من تو را تا بی کران ها من تو را تا کهکشانها

                     از زمین تا آسمانها دوست دارم می پرستم


 من تو را همچون اهورا من تو را همچون مسیحا

         من تو را همچون عطر پاک گلها دوست دارم می پرستم

 


برچسب‌ها: من تورو دوست دارم


 

نوشته شده توسط sadegh در یکشنبه 25 دی1390 ساعت 9:10 موضوع متن عاشقانه | لینک ثابت


دلیل دوست داشتن

من یاد گرفته ام ...

" دوست داشتن دلیل نمی خواهد ... "

ولی نمی دانم چرا ...

خیلی ها ...

و حتی خیلی های دیگر ...

می گویند :

" این روز ها ...

دوست داشتن

دلیل می خواهد ... "

و پشت یک سلام و لبخندی ساده ...

دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده ...

دنبال گودالی از تعفن می گردند ...

دیشب ...

که بغض کرده بودم ...

باز هم به خودم قول دادم ...

من " سلام " می گویم ...

و " لبخند " می زنم ...

و قسم می خورم ...

و می دانم ...

" عشق " همین است ...

به همین ساده گی ...





برچسب‌ها: دلیل دوست داشتن


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط sadegh در دوشنبه 12 دی1390 ساعت 16:45 موضوع متن عاشقانه | لینک ثابت


خدایا

خدایا خودت کریمی...

خودت میدونی چی ازت میخوام...

پس خودت کمکم کن

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط sadegh در شنبه 10 دی1390 ساعت 15:14 موضوع دل نوشته | لینک ثابت


فوتبالیست...

حتما این داستان و بخونید....قشنگه....::::

 

در تمام تمرين‌ها سنگ تمام مي‌گذاشت اما چون جثه اش نصف

ساير بچه‌هاي تيم بود تلاش‌هايش به جايي نمي‌رسيد. در تمام

بازي‌ها ورزشكار اميدوار ما روي نيمكت كنار زمين مي‌نشست اما...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط sadegh در دوشنبه 5 دی1390 ساعت 18:31 موضوع داستان عاشقانه | لینک ثابت


یکی دو قدم دیگر

یکی دو قدم دیگر که برداری می رسی به انتهای رابطه !


حالا هی هول بزن برای رسیدن !


آنجا اشک خیرات می کنند و حسرت !


خبری نیست ! نــــــدو

ما که رسیدیم پشیمون شدیم از رسیدنمون...



 

نوشته شده توسط sadegh در دوشنبه 5 دی1390 ساعت 18:8 موضوع متن عاشقانه | لینک ثابت


خدایا!!!

   خدایا!!!

                دستم به اسمانت نمیرسد

                                 اما تو که دستت به زمین می رسد


بلندم کن....


ایـن را یـادت بـاشـد . . .

تـویـی کـه طـاقـت غـمـم را نـداشـتـی . . .

اشـک را مـهـمـان هـمـیـشـگـی چـشـمـان مـ ـن کـرده ای و . . .

عـشـق را مـهـمـان قـلـب او...



برچسب‌ها: خدایا, دستم به اسمانت نمیرسد


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط sadegh در شنبه 26 آذر1390 ساعت 8:16 موضوع متن عاشقانه | لینک ثابت


به چه می اندیشی...

                        

 

 بـه چـه می اندیشی ؟

بـه زمین یا به زمــان ؟

به نگاهـم که در آن ... هــاله ی غـم

چـو پرستـوی سیـاهی ز کـران تـا بـه کـران

بـال گستـرده در ایـن دشت سکـوت

بـه چـه می اندیشی ؟

بـه هـم آغـوشی من بـا غمهـا

یـا بـه این رشته ی مـرواریـدی

که ز چشمـم ریـزد ؟

بـه چـه می اندیشی ؟

کاش میدانستـم

بـه چـه می اندیشی ؟

که نگاه تـــو چنین سـرد و صقیـل به سراپـای وجـودم دلسـرد

خنـده ات از سـر زور

و کلامت همه بـا فکـر دلـــم بیگانه

بـه چـه می اندیشی ؟

از تمنـای دلـــم بی خبری ؟

من و احسـاس دلـــم دشمن سختـت هستیـم ؟

یا تقـاصیست که باید به دلـت پس بـدهـم

بـابت عـــاشـق شدنـم ......؟!؟


 

نوشته شده توسط sadegh در جمعه 11 آذر1390 ساعت 22:13 موضوع متن عاشقانه | لینک ثابت